anfangen
شروع کردن، آغاز کردن، سر و کار داشتن (با چیزی)
Bedeutungen
1
Intransitiv / Akkusativ / mit + Dativ
کاری، رویدادی یا فعالیتی را آغاز کردن یا شروع شدن.
- Der Film fängt um 20 Uhr an.فیلم ساعت ۸ شب شروع میشود.
- Wir fangen mit der Arbeit an.ما کار را شروع میکنیم.
2
zu + Infinitiv
شروع به انجام کاری کردن (همراه با مصدر با zu).
- Er fing an, laut zu lachen.او شروع به خندیدن بلند کرد.
- Sie fängt an zu studieren.او شروع به تحصیل میکند.
3
etwas / nichts + mit + Dativ + anfangen können
استفاده کردن از چیزی، با کسی سر و کار داشتن یا از عهده چیزی برآمدن (معمولاً در ساختار etwas/nichts mit jemandem/etwas anfangen können).
- Ich kann mit diesem alten Computer nichts mehr anfangen.من دیگر با این کامپیوتر قدیمی نمیتوانم کاری انجام دهم.
- Was fangen wir jetzt damit an?حالا با این چه کار کنیم؟