auffangen
گرفتن، جمعآوری کردن، مهار کردن، حمایت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ in + Dativ)
گرفتن چیزی که در حال سقوط است یا جمع کردن مایعات جاری در یک ظرف.
- Der Torwart konnte den Ball gerade noch auffangen.دروازهبان توانست توپ را درست قبل از افتادن بگیرد.
- Bitte stellen Sie einen Eimer unter das Leck, um das Wasser aufzufangen.لطفاً یک سطل زیر نشتی قرار دهید تا آب را جمع کند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas auffangen)
حمایت کردن از کسی در شرایط دشوار (مالی، روحی، اجتماعی) یا مهار کردن و جبران کردن اثرات منفی یک بحران یا خسارت.
- Die Organisation hilft, die wirtschaftlichen Folgen des Unfalls aufzufangen.این سازمان به مهار پیامدهای اقتصادی حادثه کمک میکند.
- Sie hat ihre kranke Freundin in dieser schweren Zeit aufgefangen.او در این دوران سخت از دوست بیمارش حمایت کرد.