abfangen
رهگیری کردن, متوقف کردن, مهار کردن (ضربه/شوک)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abfangen)
کسی یا چیزی (مثل نامه، توپ، شخص) را در حین حرکت و قبل از رسیدن به مقصد رهگیری کردن یا متوقف ساختن.
- Der Torwart fing den Ball ab, bevor er ins Tor kam.دروازهبان قبل از ورود توپ به دروازه، آن را مهار کرد.
- Die Polizei fing den gesuchten Verbrecher ab.پلیس مجرم تحت تعقیب را رهگیری و دستگیر کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas abfangen)
ضربه، افت، شوک، نوسان مالی یا آسیب را مهار کردن، جذب نمودن یا جبران ساختن.
- Das neue System soll die finanziellen Risiken abfangen.سیستم جدید باید ریسکهای مالی را جذب کند.
- Die Federung des Autos fängt Stöße ab.سیستم تعلیق خودرو ضربات را جذب میکند.