anfangen

Aussprache: /ˈanˌfaŋən/
Worttrennung: an·fan·gen
فعل

شروع کردن، آغاز کردن، سر و کار داشتن (با چیزی)

Bedeutungen

1 Intransitiv / Akkusativ / mit + Dativ

کاری، رویدادی یا فعالیتی را آغاز کردن یا شروع شدن.

  • Der Film fängt um 20 Uhr an.فیلم ساعت ۸ شب شروع می‌شود.
  • Wir fangen mit der Arbeit an.ما کار را شروع می‌کنیم.
2 zu + Infinitiv

شروع به انجام کاری کردن (همراه با مصدر با zu).

  • Er fing an, laut zu lachen.او شروع به خندیدن بلند کرد.
  • Sie fängt an zu studieren.او شروع به تحصیل می‌کند.
3 etwas / nichts + mit + Dativ + anfangen können

استفاده کردن از چیزی، با کسی سر و کار داشتن یا از عهده چیزی برآمدن (معمولاً در ساختار etwas/nichts mit jemandem/etwas anfangen können).

  • Ich kann mit diesem alten Computer nichts mehr anfangen.من دیگر با این کامپیوتر قدیمی نمی‌توانم کاری انجام دهم.
  • Was fangen wir jetzt damit an?حالا با این چه کار کنیم؟