anfärben
رنگ کردن، رنگ گرفتن، رنگی شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas anfärben)
کمی رنگ کردن، رنگی کردن، رنگآمیزی کردن (به خصوص به صورت جزئی یا سطحی).
- Man kann Stoffe mit natürlichen Farbstoffen leicht anfärben.میتوان پارچهها را با رنگهای طبیعی کمی رنگ کرد.
- Die Blätter färbten sich im Herbst bunt.برگها در پاییز رنگارنگ شدند.
2
Akkusativ (etwas anfärben)
تحت تأثیر قرار دادن، آلوده کردن، لکهدار کردن (معمولاً با بار منفی).
- Seine negativen Erfahrungen haben seine Sicht auf die Welt angefärbt.تجربیات منفی او دیدگاهش را نسبت به جهان تحت تأثیر قرار داده است.
- Der Skandal hat den Ruf der Firma angefärbt.این رسوایی اعتبار شرکت را لکهدار کرده است.