schönfärben

Aussprache: /ˈʃøːnˌfɛʁbn̩/
Worttrennung: schön·fär·ben
فعل

رنگ کردن به رنگ زیبا، خوش‌رنگ کردن، توجیه کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas schönfärben)

یک وضعیت یا واقعیت ناخوشایند را بهتر یا مثبت‌تر از آنچه هست، جلوه دادن؛ حقایق را پنهان کردن یا تغییر دادن برای ایجاد تصویری بهتر.

  • Er versucht immer, die negativen Aspekte zu schönfärben.او همیشه سعی می‌کند جنبه‌های منفی را توجیه کند.
  • Die Regierung hat versucht, die wirtschaftliche Lage schönzufärben.دولت سعی کرده بود وضعیت اقتصادی را بهتر جلوه دهد.