schönfärben
رنگ کردن به رنگ زیبا، خوشرنگ کردن، توجیه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas schönfärben)
یک وضعیت یا واقعیت ناخوشایند را بهتر یا مثبتتر از آنچه هست، جلوه دادن؛ حقایق را پنهان کردن یا تغییر دادن برای ایجاد تصویری بهتر.
- Er versucht immer, die negativen Aspekte zu schönfärben.او همیشه سعی میکند جنبههای منفی را توجیه کند.
- Die Regierung hat versucht, die wirtschaftliche Lage schönzufärben.دولت سعی کرده بود وضعیت اقتصادی را بهتر جلوه دهد.