fässerweise

Aussprache: /ˈfɛsɐˌvaɪ̯zə/
Worttrennung: fäs·ser·wei·se
قید

به صورت بشکه‌ای، در حجم بشکه‌ها

Bedeutungen

1

به مقادیر زیاد، به اندازه‌ی یک بشکه یا بیشتر؛ به صورت انبوه و حجیم.

  • Der Wein wurde fässerweise in die Stadt transportiert.شراب به صورت بشکه‌ای به شهر حمل می‌شد.
  • Nach dem Fest gab es fässerweise Reste von Essen.پس از جشن، غذاهای باقی‌مانده به حجم بشکه‌ها بود.
  • Das Öl wird fässerweise gelagert, bevor es verkauft wird.نفت قبل از فروش به صورت بشکه‌ای انبار می‌شود.