fässerweise
به صورت بشکهای، در حجم بشکهها
Bedeutungen
1
به مقادیر زیاد، به اندازهی یک بشکه یا بیشتر؛ به صورت انبوه و حجیم.
- Der Wein wurde fässerweise in die Stadt transportiert.شراب به صورت بشکهای به شهر حمل میشد.
- Nach dem Fest gab es fässerweise Reste von Essen.پس از جشن، غذاهای باقیمانده به حجم بشکهها بود.
- Das Öl wird fässerweise gelagert, bevor es verkauft wird.نفت قبل از فروش به صورت بشکهای انبار میشود.