fäulnisartig
شبیه پوسیدگی، متعفنمانند
Bedeutungen
1
چیزی که از نظر ظاهر، بو یا قوام شبیه به پوسیدگی یا فساد است.
- Der Geruch im Raum war faulnisartig und unangenehm.بوی اتاق متعفنمانند و ناخوشایند بود.
- Das Holz zeigte eine faulnisartige Struktur, wo es nass geworden war.چوب در جایی که خیس شده بود، ساختاری شبیه پوسیدگی نشان میداد.
- Die Masse im Abfluss roch stark faulnisartig.تودهای که در فاضلاب بود بوی شدیدی شبیه پوسیدگی میداد.