fäulnisartig

Aussprache: /ˈfɔɪ̯lnɪsˌʔaʁtɪç/
Worttrennung: fäul·nis·ar·tig
صفت

شبیه پوسیدگی، متعفن‌مانند

Bedeutungen

1

چیزی که از نظر ظاهر، بو یا قوام شبیه به پوسیدگی یا فساد است.

  • Der Geruch im Raum war faulnisartig und unangenehm.بوی اتاق متعفن‌مانند و ناخوشایند بود.
  • Das Holz zeigte eine faulnisartige Struktur, wo es nass geworden war.چوب در جایی که خیس شده بود، ساختاری شبیه پوسیدگی نشان می‌داد.
  • Die Masse im Abfluss roch stark faulnisartig.توده‌ای که در فاضلاب بود بوی شدیدی شبیه پوسیدگی می‌داد.