anfechten

Aussprache: /ˈanˌfɛçtn̩/
Worttrennung: an·fech·ten
فعل

اعتراض کردن، به چالش کشیدن، ابطال کردن، ناراحت کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas anfechten)

به طور رسمی با یک تصمیم، حکم، قرارداد یا نتیجه مخالفت کردن و سعی در باطل کردن یا تغییر آن داشتن.

  • Der Angeklagte will das Urteil des Gerichts anfechten.متهم قصد دارد حکم دادگاه را به چالش بکشد.
  • Sie focht die Entscheidung der Kommission an, weil sie ungerecht war.او تصمیم کمیسیون را ابطال کرد زیرا ناعادلانه بود.
2 Akkusativ (jemanden / etwas anfechten)

کسی را ناراحت کردن، آزرده خاطر کردن یا به چالش کشیدن (معمولاً در مورد احساسات یا غرور).

  • Seine Worte konnten niemanden wirklich anfechten.کلمات او واقعاً نمی‌توانست کسی را ناراحت کند.
  • Die Kritik an seiner Arbeit hat ihn sehr angefochten.انتقاد از کارش او را بسیار آزرده خاطر کرد.