anfechten
اعتراض کردن، به چالش کشیدن، ابطال کردن، ناراحت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas anfechten)
به طور رسمی با یک تصمیم، حکم، قرارداد یا نتیجه مخالفت کردن و سعی در باطل کردن یا تغییر آن داشتن.
- Der Angeklagte will das Urteil des Gerichts anfechten.متهم قصد دارد حکم دادگاه را به چالش بکشد.
- Sie focht die Entscheidung der Kommission an, weil sie ungerecht war.او تصمیم کمیسیون را ابطال کرد زیرا ناعادلانه بود.
2
Akkusativ (jemanden / etwas anfechten)
کسی را ناراحت کردن، آزرده خاطر کردن یا به چالش کشیدن (معمولاً در مورد احساسات یا غرور).
- Seine Worte konnten niemanden wirklich anfechten.کلمات او واقعاً نمیتوانست کسی را ناراحت کند.
- Die Kritik an seiner Arbeit hat ihn sehr angefochten.انتقاد از کارش او را بسیار آزرده خاطر کرد.