füßeln

Aussprache: /ˈfyːsl̩n/
Worttrennung: fü·ßeln
فعل

با پا زیر میز به کسی لگد زدن یا تماس گرفتن (عاشقانه/بازی)

Beispiele

  • Das Kind ''füßelt'' aufgeregt zu seinen Eltern.کودک با هیجان برای پدر و مادرش با پا بازی می‌کند.
  • Während des ganzen Essens hatten die beiden unter dem Tisch ''gefüßelt.در طول کل غذا خوردن، آن دو نفر زیر میز با پا به همدیگر پاتک می‌زدند (تماس داشتند).
  • Peter hat mich ''gefüßelt.پیتر به من با پا علامت داد/پایش را به پای من زد.

Bedeutungen

1 mit + Dativ

با پا به پای کسی زیر میز یا در خفا دست زدن (برای ابراز علاقه یا شوخی)

  • Sie haben unter dem Tisch gefüßelt.آن‌ها زیر میز پا به پا می‌کردند.
  • Beim Abendessen füßelte er mit ihr, um ihre Aufmerksamkeit zu erregen.هنگام شام، او با پایش به پای او زد تا توجهش را جلب کند.