einfügen
جایگذاری کردن, پیوند دادن, الحاق کردن, جا افتادن
Bedeutungen
1
etw. (Akkusativ) in etw. (Akkusativ)
وارد کردن، اضافه کردن یا پیوند دادن چیزی (مانند متن، تصویر، یا یک جزء) به یک کل یا ساختار موجود.
- Bitte fügen Sie das Bild in das Dokument ein.لطفاً تصویر را در سند جایگذاری کنید.
- Der Autor fügt eine neue Episode in seine Erzählung ein.نویسنده یک قسمت جدید را به داستانش اضافه میکند.
2
sich (Akkusativ) in etw. (Akkusativ)
جا افتادن، خود را وفق دادن و بخشی از یک گروه، سیستم یا محیط جدید شدن.
- Es fiel ihm schwer, sich in das neue Team einzufügen.سازگاری با تیم جدید برای او دشوار بود.
- Die neue Mitarbeiterin hat sich schnell in die Firmenkultur eingefügt.کارمند جدید به سرعت در فرهنگ شرکت جا افتاد.