anfühlen
لمس کردن؛ حس شدن (هنگام لمس)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) anfühlen
چیزی را با دست لمس کردن یا دست کشیدن روی آن برای بررسی حس لامسه (مانند زبری، نرمی، دما).
- Fühlen Sie mal, wie weich dieser Stoff sich anfühlt.لمس کنید ببینید این پارچه چقدر نرم حس میشود.
- Er fühlte die raue Oberfläche des Steins an.او سطح ناهموار سنگ را لمس کرد.
2
sich (Akkusativ) + Adjektiv anfühlen
حسی که یک شیء، وضعیت یا تجربه هنگام تماس یا درک به فرد میدهد (اغلب با ساختار انعکاسی sich anfühlen + صفت).
- Die neue Hautcreme fühlt sich sehr gut auf der Haut an.کرم جدید پوست، حس بسیار خوبی روی پوست میدهد.
- Das Essen schmeckte gut, aber es fühlte sich seltsam im Mund an.غذا خوشمزه بود، اما در دهان حس عجیبی داشت.