mitfühlen

Aussprache: /ˈmɪtfyːlən/
Worttrennung: mit·füh·len
فعل

همدردی کردن، شریک در احساسات بودن

Bedeutungen

1 mit + Dativ mitfühlen

در غم، شادی یا احساسات دیگران شریک شدن و آن‌ها را عمیقاً حس کردن؛ همدردی کردن.

  • Ich fühle mit dir in dieser schweren Zeit.من در این زمان سخت با تو همدردی می‌کنم.
  • Wir fühlen mit allen Opfern des Unglücks mit.ما با تمام قربانیان این حادثه ابراز همدردی می‌کنیم.