wohlfühlen
احساس راحتی کردن، حس خوب داشتن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) in/bei + Dativ
در مکانی یا در کنار فردی احساس راحتی، آرامش و خوشایندی داشتن.
- Ich fühle mich in meinem neuen Zuhause sehr wohl.من در خانه جدیدم احساس راحتی زیادی دارم.
- Bei seiner Familie fühlte er sich immer wohl.او همیشه در کنار خانوادهاش احساس خوبی داشت.