einfühlen
همدلی کردن، خود را جای دیگری گذاشتن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) in + Akkusativ
به طور کامل با شرایط، احساسات و افکار فرد دیگر همدلی و همنوا شدن؛ خود را جای او گذاشتن.
- Es ist wichtig, sich in die Lage des anderen einzufühlen.مهم است که خود را جای طرف مقابل گذاشت.
- Der Schauspieler konnte sich gut in seine Rolle einfühlen.بازیگر توانست به خوبی با نقش خود همذات پنداری کند.