nachfühlen

Aussprache: /ˈnaːxfyːlən/
Worttrennung: nach·füh·len
فعل

همدردی کردن، احساسات کسی را درک کردن

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) nachfühlen

درک کردن عمیق احساسات، درد، رنج یا وضعیت عاطفی شخص دیگر و خود را جای او گذاشتن؛ همدردی کردن.

  • Ich kann seine Trauer gut nachfühlen.من می‌توانم اندوه او را به خوبی درک کنم.
  • Es ist wichtig, den Schülern und ihren Problemen nachzufühlen.درک احساسات دانش‌آموزان و مشکلاتشان مهم است.