nachfühlen
همدردی کردن، احساسات کسی را درک کردن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) nachfühlen
درک کردن عمیق احساسات، درد، رنج یا وضعیت عاطفی شخص دیگر و خود را جای او گذاشتن؛ همدردی کردن.
- Ich kann seine Trauer gut nachfühlen.من میتوانم اندوه او را به خوبی درک کنم.
- Es ist wichtig, den Schülern und ihren Problemen nachzufühlen.درک احساسات دانشآموزان و مشکلاتشان مهم است.