abführen
پرداخت کردن، واریز کردن؛ بازداشت و منتقل کردن؛ ملین بودن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas abführen)
پرداخت کردن (مالیات، عوارض، حق بیمه و غیره) و واریز کردن آن به حساب مربوطه.
- Die Firma muss die Mehrwertsteuer monatlich abführen.شرکت باید مالیات بر ارزش افزوده را ماهانه واریز کند.
- Die Lohnsteuer wird direkt vom Gehalt abgeführt.مالیات حقوق مستقیماً از حقوق کسر میشود.
2
Akkusativ (jemanden/etwas abführen)
دور کردن، خارج کردن، هدایت کردن (شخص، مایع، زباله)؛ بازداشت و منتقل کردن (توسط پلیس).
- Die Polizei führte den Verdächtigen ab.پلیس مظنون را بازداشت و منتقل کرد.
- Das schmutzige Wasser wird in die Kanalisation abgeführt.آب کثیف به فاضلاب هدایت میشود.
3
Intransitiv (abführen)
باعث اسهال شدن، شکم را روان کردن (معمولاً در مورد داروها یا غذاها).
- Dieses Medikament wirkt abführend.این دارو اثر ملین دارد.
- Die Pflaumen haben heute gut abgeführt.آلوها امروز شکم را خوب روان کردند.