zurückführen
بازگرداندن، مسترد کردن، نسبت دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ + auf/zu + Akkusativ/Dativ
کسی یا چیزی را به مکان یا حالت قبلی برگرداندن، بازگرداندن.
- Die Polizei konnte den Dieb und die Beute zurückführen.پلیس توانست سارق و اموال مسروقه را بازگرداند.
- Wir müssen die Daten auf den ursprünglichen Server zurückführen.ما باید دادهها را به سرور اصلی بازگردانیم.
2
Akkusativ + auf + Akkusativ
چیزی را به چیزی نسبت دادن، علت چیزی را در چیزی جستجو کردن، ناشی از چیزی بودن.
- Man kann den Erfolg der Firma auf die neue Marketingstrategie zurückführen.میتوان موفقیت شرکت را به استراتژی بازاریابی جدید نسبت داد.
- Die Ursache des Problems lässt sich auf menschliches Versagen zurückführen.علت مشکل را میتوان به خطای انسانی نسبت داد.