losfahren

Aussprache: /ˈloːsˌfaːrən/
Worttrennung: los·fah·ren
فعل

راه افتادن، حرکت کردن (با وسیله نقلیه)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

شروع به حرکت کردن با یک وسیله نقلیه (ماشین، قطار، اتوبوس و غیره)؛ عازم شدن.

  • Wir fahren morgen früh nach Italien los.ما فردا صبح زود به سمت ایتالیا حرکت می‌کنیم.
  • Der Zug fährt pünktlich um 10 Uhr los.قطار دقیقاً ساعت ۱۰ حرکت می‌کند.
2 auf + Akkusativ / gegen + Akkusativ

ناگهان یا با شور و شوق زیاد شروع به انجام کاری کردن، اغلب با عصبانیت یا هیجان.

  • Er fuhr sofort auf den Kritiker los, als dieser ihn beleidigte.به محض اینکه منتقد به او توهین کرد، او فوراً به سمتش حمله کرد.
  • Sie fuhr gegen die Ungerechtigkeit auf der Welt los.او با خشم علیه بی‌عدالتی در جهان سخنرانی کرد.