zusammenführen
گرد هم آوردن، پیوند دادن، ادغام کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Personen/Dinge)
افراد، گروهها یا اشیاء را در یک مکان، موقعیت یا رابطه گرد هم آوردن یا متحد کردن.
- Das Projekt soll die verschiedenen Abteilungen des Unternehmens zusammenführen.این پروژه قرار است بخشهای مختلف شرکت را گرد هم آورد.
- Nach vielen Jahren der Trennung konnten die Geschwister endlich wieder zusammengeführt werden.پس از سالها جدایی، خواهر و برادران سرانجام توانستند دوباره به هم برسند.
2
Akkusativ (Unternehmen/Organisationen)
دو یا چند چیز (مانند شرکتها، سازمانها یا ایدهها) را با هم ادغام کردن یا یکی کردن.
- Die beiden Firmen wurden zu einer neuen Einheit zusammengeführt.این دو شرکت در یک واحد جدید ادغام شدند.
- Die Politiker versuchten, die verschiedenen politischen Strömungen zusammenzuführen.سیاستمداران تلاش کردند تا جریانات مختلف سیاسی را متحد کنند.