aufwärtsfahren

Aussprache: /ˈaʊ̯fvɛʁt͡sˌfaːʁən/
Worttrennung: auf·wärts·fah·ren
فعل

بالا رفتن (با وسیله نقلیه)، صعود کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با وسیله نقلیه (مانند آسانسور، ماشین، قطار) به سمت بالا حرکت کردن.

  • Der Aufzug fährt langsam aufwärts.آسانسور به آرامی به سمت بالا می‌رود.
  • Wir sind mit der Seilbahn aufwärts gefahren.ما با تله‌کابین به سمت بالا رفتیم.
2 intransitiv (بدون مفعول)

صعود کردن، بالا رفتن (به صورت مجازی یا در نمودارها).

  • Die Kurse fahren seit Wochen aufwärts.نرخ‌ها از هفته‌ها پیش در حال افزایش هستند.
  • Die Stimmung in der Mannschaft fährt aufwärts.روحیه در تیم در حال بهبود است.