hinüberfahren

Aussprache: /hɪˈnyːbɐˌfaːʁən/
Worttrennung: hin·über·fah·ren
فعل

به آن طرف راندن، به آن طرف رفتن (با وسیله نقلیه)

Bedeutungen

1 Akkusativ (برای مقصد) یا بدون مفعول

با وسیله نقلیه از یک سمت به سمت دیگر (مثلاً از یک رودخانه، خیابان یا مرز) عبور کردن یا رفتن.

  • Wir sind mit dem Auto über den Fluss hinübergefahren.ما با ماشین از روی رودخانه به آن طرف رفتیم.
  • Er fährt jeden Tag mit dem Fahrrad über die Grenze zur Arbeit.او هر روز با دوچرخه از مرز برای کار عبور می‌کند.