vorausfahren
جلوتر رانندگی کردن، پیش افتادن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با وسیله نقلیه جلوتر از دیگران حرکت کردن یا رانندگی کردن؛ پیش افتادن.
- Wir fahren voraus und suchen schon mal ein Hotel.ما جلوتر میرانیم و از قبل هتلی پیدا میکنیم.
- Der Rennfahrer ist in der letzten Runde vorausgefahren und hat gewonnen.راننده مسابقه در دور آخر جلو افتاد و برنده شد.