auffahren
تصادف کردن، سرو کردن، بالا رفتن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ (mit + Dativ)
در رانندگی، از پشت به خودروی دیگر یا مانع برخورد کردن، تصادف کردن.
- Der junge Fahrer ist auf das vorausfahrende Auto aufgefahren.راننده جوان به خودروی جلویی زد.
- Wegen des plötzlichen Bremsens fuhr er auf den LKW auf.به دلیل ترمز ناگهانی، او به کامیون برخورد کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas auffahren)
غذا را آماده و سرو کردن، چیدن غذا روی میز.
- Die Köchin fährt das Festmahl auf.آشپز ضیافت را آماده و سرو میکند.
- Sie hat für ihre Gäste ein köstliches Menü aufgefahren.او برای مهمانانش یک منوی خوشمزه آماده کرده است.
3
intransitiv (بدون مفعول)
به صورت مجازی، ناگهان عصبانی شدن، از کوره در رفتن، تند شدن.
- Er fuhr wegen der kleinen Provokation sofort auf.او به خاطر تحریک کوچک بلافاصله عصبانی شد.
- Sei nicht so schnell aufgefahren, das war doch nicht böse gemeint.اینقدر زود عصبانی نشو، منظور بدی نداشت.
4
intransitiv (بدون مفعول)
به سمت بالا حرکت کردن، بالا رفتن (مثلاً یک وسیله نقلیه یا شخص) (کاربرد قدیمی یا ادبی).
- Die Kutsche fuhr den steilen Berg hinauf.کالسکه از کوه شیبدار بالا رفت.
- Das Schiff fuhr langsam den Fluss hinauf.کشتی به آرامی در رودخانه به سمت بالا حرکت کرد.