auffahren

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌfaːrən/
Worttrennung: auf·fah·ren
فعل

تصادف کردن، سرو کردن، بالا رفتن

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ (mit + Dativ)

در رانندگی، از پشت به خودروی دیگر یا مانع برخورد کردن، تصادف کردن.

  • Der junge Fahrer ist auf das vorausfahrende Auto aufgefahren.راننده جوان به خودروی جلویی زد.
  • Wegen des plötzlichen Bremsens fuhr er auf den LKW auf.به دلیل ترمز ناگهانی، او به کامیون برخورد کرد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas auffahren)

غذا را آماده و سرو کردن، چیدن غذا روی میز.

  • Die Köchin fährt das Festmahl auf.آشپز ضیافت را آماده و سرو می‌کند.
  • Sie hat für ihre Gäste ein köstliches Menü aufgefahren.او برای مهمانانش یک منوی خوشمزه آماده کرده است.
3 intransitiv (بدون مفعول)

به صورت مجازی، ناگهان عصبانی شدن، از کوره در رفتن، تند شدن.

  • Er fuhr wegen der kleinen Provokation sofort auf.او به خاطر تحریک کوچک بلافاصله عصبانی شد.
  • Sei nicht so schnell aufgefahren, das war doch nicht böse gemeint.اینقدر زود عصبانی نشو، منظور بدی نداشت.
4 intransitiv (بدون مفعول)

به سمت بالا حرکت کردن، بالا رفتن (مثلاً یک وسیله نقلیه یا شخص) (کاربرد قدیمی یا ادبی).

  • Die Kutsche fuhr den steilen Berg hinauf.کالسکه از کوه شیب‌دار بالا رفت.
  • Das Schiff fuhr langsam den Fluss hinauf.کشتی به آرامی در رودخانه به سمت بالا حرکت کرد.