heimfahren
به خانه رفتن (با وسیله نقلیه)، به وطن رفتن
Bedeutungen
1
Intransitiv (بدون مفعول)
با وسیله نقلیه (مانند ماشین، اتوبوس، قطار) به خانه رفتن یا رانندگی کردن.
- Nach der Arbeit fahre ich direkt heim.بعد از کار مستقیم به خانه میروم.
- Wir sind gestern Abend spät nach Hause gefahren.دیشب دیروقت با ماشین به خانه رفتیم.
2
Intransitiv (بدون مفعول)
به وطن یا محل اصلی خود بازگشتن (معمولاً با وسیله نقلیه).
- Endlich konnte sie über die Feiertage heimfahren.بالاخره توانست در تعطیلات به وطن بازگردد.
- Er hat beschlossen, für den Sommer nach Hause zu fahren.او تصمیم گرفته است که برای تابستان به خانه برود.