losfahren
راه افتادن، حرکت کردن (با وسیله نقلیه)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
شروع به حرکت کردن با یک وسیله نقلیه (ماشین، قطار، اتوبوس و غیره)؛ عازم شدن.
- Wir fahren morgen früh nach Italien los.ما فردا صبح زود به سمت ایتالیا حرکت میکنیم.
- Der Zug fährt pünktlich um 10 Uhr los.قطار دقیقاً ساعت ۱۰ حرکت میکند.
2
auf + Akkusativ / gegen + Akkusativ
ناگهان یا با شور و شوق زیاد شروع به انجام کاری کردن، اغلب با عصبانیت یا هیجان.
- Er fuhr sofort auf den Kritiker los, als dieser ihn beleidigte.به محض اینکه منتقد به او توهین کرد، او فوراً به سمتش حمله کرد.
- Sie fuhr gegen die Ungerechtigkeit auf der Welt los.او با خشم علیه بیعدالتی در جهان سخنرانی کرد.