heimführen
به خانه بردن، (مجازاً) ازدواج کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas heimführen)
به خانه بردن (کسی یا چیزی را).
- Der Vater führte seine Tochter nach der Hochzeit heim.پدر پس از عروسی، دخترش را به خانه برد.
- Die Polizei führte den betrunkenen Mann nach Hause.پلیس مرد مست را به خانه برد.
2
Akkusativ (Frau)
ازدواج کردن، عروس را به خانه آوردن (معنای قدیمی و رسمی).
- Er hat sie endlich heimgeführt.او سرانجام او را به عقد خود درآورد و به خانه آورد.
- Der Bräutigam führte seine Braut heim.داماد عروس را به خانه خود برد.