zuführen
هدایت کردن، رساندن، تأمین کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + Dativ
انرژی، مواد، اطلاعات، مایعات یا کمک را به چیزی یا کسی رساندن یا تأمین کردن.
- Die Maschine führt dem Motor kontinuierlich Treibstoff zu.دستگاه به طور مداوم به موتور سوخت میرساند.
- Man muss dem Körper ausreichend Vitamine zuführen.باید ویتامینهای کافی به بدن رساند.
2
Akkusativ + Dativ / an + Akkusativ
کسی یا چیزی را به مکانی، وضعیت یا نتیجهای هدایت کردن، سوق دادن یا رساندن.
- Die Polizei führte den Verdächtigen zum Verhör.پلیس مظنون را برای بازجویی هدایت کرد.
- Diese Entscheidung wird uns zu neuen Problemen zuführen.این تصمیم ما را به سمت مشکلات جدیدی سوق خواهد داد.