einführen
وارد کردن (کالا)، معرفی کردن (قانون یا روش)، معرفی کردن (شخص)
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
کسی را به کسی یا جایی معرفی کردن، کسی را با چیزی آشنا کردن.
- Ich werde dich meinem Chef vorstellen und dich in das Projekt einführen.من تو را به رئیسم معرفی خواهم کرد و تو را با پروژه آشنا خواهم ساخت.
- Der Lehrer führte die neuen Schüler in die Schulordnung ein.معلم دانشآموزان جدید را با مقررات مدرسه آشنا کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas einführen)
کالا، محصول یا خدمتی را از کشور یا منطقه دیگری وارد کردن.
- Deutschland führt viele Autos aus China ein.آلمان خودروهای زیادی از چین وارد میکند.
- Diese Firma hat ein neues Medikament auf den Markt eingeführt.این شرکت داروی جدیدی را به بازار عرضه کرده است.
3
Akkusativ (jemanden / etwas einführen)
یک سیستم، قانون، روش یا ایده جدید را به کار گرفتن، اجرا کردن یا رواج دادن.
- Die Regierung plant, eine neue Steuer einzuführen.دولت قصد دارد مالیات جدیدی را اعمال کند.
- Wir müssen ein neues System zur Kundenverwaltung einführen.ما باید سیستم جدیدی برای مدیریت مشتریان را پیاده کنیم.