einführen

Aussprache: /ˈaɪ̯nfyːʁən/
Worttrennung: ein·füh·ren
فعل

وارد کردن (کالا)، معرفی کردن (قانون یا روش)، معرفی کردن (شخص)

Bedeutungen

1 Akkusativ + in + Akkusativ

کسی را به کسی یا جایی معرفی کردن، کسی را با چیزی آشنا کردن.

  • Ich werde dich meinem Chef vorstellen und dich in das Projekt einführen.من تو را به رئیسم معرفی خواهم کرد و تو را با پروژه آشنا خواهم ساخت.
  • Der Lehrer führte die neuen Schüler in die Schulordnung ein.معلم دانش‌آموزان جدید را با مقررات مدرسه آشنا کرد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas einführen)

کالا، محصول یا خدمتی را از کشور یا منطقه دیگری وارد کردن.

  • Deutschland führt viele Autos aus China ein.آلمان خودروهای زیادی از چین وارد می‌کند.
  • Diese Firma hat ein neues Medikament auf den Markt eingeführt.این شرکت داروی جدیدی را به بازار عرضه کرده است.
3 Akkusativ (jemanden / etwas einführen)

یک سیستم، قانون، روش یا ایده جدید را به کار گرفتن، اجرا کردن یا رواج دادن.

  • Die Regierung plant, eine neue Steuer einzuführen.دولت قصد دارد مالیات جدیدی را اعمال کند.
  • Wir müssen ein neues System zur Kundenverwaltung einführen.ما باید سیستم جدیدی برای مدیریت مشتریان را پیاده کنیم.