anführen

Aussprache: /ˈanˌfyːʁən/
Worttrennung: an·füh·ren
فعل

رهبری کردن، هدایت کردن؛ نقل قول کردن، استناد کردن

Beispiele

  • Aemilius ''führt'' die Römer ''an''.آمیلیوس رومیان را رهبری می‌کند.
  • Die Blankeneser Klubchefin ''führt'' die Polonäse ''an''.رئیس باشگاه بلانکنزه، رقص پولونز را رهبری می‌کند.
  • Angeführt'' wird im Ranking die Liste der Konzerne mit klimafeindlicher Politik von den US-Unternehmen Koch Industries, Southern Company und ExxonMobil.در این رتبه‌بندی، فهرست شرکت‌هایی با سیاست‌های مخرب آب و هوایی توسط شرکت‌های آمریکایی Koch Industries، Southern Company و ExxonMobil رهبری می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

گروهی را هدایت کردن، پیشرو بودن.

  • Er führte die Mannschaft zum Sieg an.او تیم را به سوی پیروزی رهبری کرد.
  • Wer führt die Demonstration an?چه کسی تظاهرات را رهبری می‌کند؟
2 Akkusativ

چیزی را به عنوان دلیل، مثال یا مدرک ذکر کردن.

  • Sie führte mehrere Gründe für ihre Entscheidung an.او دلایل متعددی برای تصمیمش ذکر کرد.
  • Kannst du ein Beispiel anführen?می‌توانی یک مثال ذکر کنی؟
3 Akkusativ

(مجازی، کمتر رایج) کسی را فریب دادن یا گمراه کردن.

  • Er fühlte sich von seinem Partner angeführt.او احساس کرد که توسط شریکش فریب خورده است.
  • Lass dich nicht anführen!اجازه نده فریب بخوری!