zurückführen

Aussprache: /tsuˈʁʏkfyːʁən/
Worttrennung: zu·rück·füh·ren
فعل

بازگرداندن، مسترد کردن، نسبت دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ + auf/zu + Akkusativ/Dativ

کسی یا چیزی را به مکان یا حالت قبلی برگرداندن، بازگرداندن.

  • Die Polizei konnte den Dieb und die Beute zurückführen.پلیس توانست سارق و اموال مسروقه را بازگرداند.
  • Wir müssen die Daten auf den ursprünglichen Server zurückführen.ما باید داده‌ها را به سرور اصلی بازگردانیم.
2 Akkusativ + auf + Akkusativ

چیزی را به چیزی نسبت دادن، علت چیزی را در چیزی جستجو کردن، ناشی از چیزی بودن.

  • Man kann den Erfolg der Firma auf die neue Marketingstrategie zurückführen.می‌توان موفقیت شرکت را به استراتژی بازاریابی جدید نسبت داد.
  • Die Ursache des Problems lässt sich auf menschliches Versagen zurückführen.علت مشکل را می‌توان به خطای انسانی نسبت داد.