der Fünfer
پنجتایی (چیزی با اندازه، ارزش یا شماره ۵)، اسکناس یا سکه پنج واحدی
Beispiele
- Der ''Fünfer'' fährt in die Innenstadt.خط پنج به مرکز شهر میرود.
- Kannst du mir einen ''Fünfer'' leihen?میتوانی یک پنج یورویی/تومانی به من قرض بدهی؟
- Ich ging zu Tohil und zog ihm die Brieftasche raus. Ein Fünfziger war drin, zwei Zwanziger, ein ''Fünfer'' und ein einzelner.من به سمت توهیل رفتم و کیف پولش را بیرون کشیدم. یک پنجاهی، دو بیستتایی، یک پنجتایی و یک تکتومانی داخلش بود.