fünfjährlich
پنج سال یکبار
Bedeutungen
1
رویدادی که هر پنج سال یک بار اتفاق میافتد یا تکرار میشود.
- Die fünfjährliche Überprüfung der staatlichen Infrastruktur ist geplant.بررسی پنج سالانه زیرساختهای دولتی برنامه ریزی شده است.
- Er hat eine fünfjährliche Mitgliedschaft in diesem Club.او عضویت پنج ساله در این باشگاه دارد.
- Die fünfjährliche Veröffentlichung des Berichts ist eine Tradition.انتشار پنج سالانه گزارش یک سنت است.