fünfmonatig

Aussprache: /fʏnfˈmoːnatɪç/
Worttrennung: fünf·mo·na·tig
صفت

پنج‌ماهه، به مدت پنج ماه

Bedeutungen

1

چیزی که پنج ماه طول می‌کشد یا به مدت پنج ماه ادامه دارد.

  • Die fünfmonatige Reise durch Südamerika war ein unvergessliches Erlebnis.سفر پنج ماهه به آمریکای جنوبی تجربه‌ای فراموش نشدنی بود.
  • Er hat eine fünfmonatige Babypause genommen.او پنج ماه مرخصی زایمان گرفته است.
  • Die fünfmonatige Wartezeit für den Termin ist sehr lang.دوره انتظار پنج ماهه برای این قرار ملاقات بسیار طولانی است.