fünfmonatlich
پنج ماه یکبار
Bedeutungen
1
که هر پنج ماه یکبار اتفاق میافتد یا انجام میشود.
- Die fünfmonatliche Wartung der Maschine ist sehr wichtig.نگهداری پنج ماه یکبار دستگاه بسیار مهم است.
- Das Unternehmen plant eine fünfmonatliche Kampagne.شرکت یک کمپین پنج ماهه را برنامهریزی میکند.
- Er hat einen fünfmonatlichen Aufenthalt in Spanien geplant.او اقامت پنج ماهه در اسپانیا را برنامهریزی کرده است.