fünfmonatlich

Aussprache: /ˈfʏnfˌmoːnatlɪç/
Worttrennung: fünf·mo·nat·lich
صفت

پنج ماه یکبار

Bedeutungen

1

که هر پنج ماه یکبار اتفاق می‌افتد یا انجام می‌شود.

  • Die fünfmonatliche Wartung der Maschine ist sehr wichtig.نگهداری پنج ماه یکبار دستگاه بسیار مهم است.
  • Das Unternehmen plant eine fünfmonatliche Kampagne.شرکت یک کمپین پنج ماهه را برنامه‌ریزی می‌کند.
  • Er hat einen fünfmonatlichen Aufenthalt in Spanien geplant.او اقامت پنج ماهه در اسپانیا را برنامه‌ریزی کرده است.