fünfpfündig
پنج پوندی (وزن)
Bedeutungen
1
چیزی که وزن آن پنج پوند است.
- Sie kaufte einen fünfpfündigen Kürbis für den Thanksgiving-Tisch.او یک کدو تنبل پنج پوندی برای میز روز شکرگزاری خرید.
- Der Welpe wog nur knapp fünf Pfund und war sehr klein.توله سگ فقط کمی کمتر از پنج پوند وزن داشت و خیلی کوچک بود.
- Der Paketdienst lieferte ein fünfpfündiges Paket mit Büchern.شرکت پست بستهای پنج پوندی حاوی کتاب تحویل داد.