fünfwöchentlich

Aussprache: /ˌfʏnfˈvœçəntlɪç/
Worttrennung: fünf·wö·chent·lich
صفت

پنج هفته‌ای، هر پنج هفته یکبار

Bedeutungen

1

رویدادی که هر پنج هفته یک بار اتفاق می‌افتد یا تکرار می‌شود.

  • Die fünfwöchentliche Reinigung der Lüftungssysteme ist geplant.تمیز کردن پنج هفته‌ای سیستم‌های تهویه برنامه ریزی شده است.
  • Sie hat einen fünfwöchentlichen Kurs zur Entspannung.او یک دوره پنج هفته‌ای برای آرامش دارد.
  • Der fünfwöchentliche Newsletter informiert die Mitglieder.خبرنامه پنج هفته‌ای اعضا را مطلع می‌کند.