fünfzehnmonatig
پانزده ماهه
Bedeutungen
1
طولانی به مدت پانزده ماه یا مربوط به دورهای پانزده ماهه.
- Das Baby ist jetzt fünfzehnmonatig und beginnt zu laufen.نوزاد اکنون پانزده ماهه است و شروع به راه رفتن کرده است.
- Sie absolvierte ein fünfzehnmonatiges Praktikum im Ausland.او یک دوره کارآموزی پانزده ماهه در خارج از کشور گذراند.
- Der fünfzehnmonatige Vertrag endete im letzten Monat.قرارداد پانزده ماهه در ماه گذشته به پایان رسید.