fürchterlich

Aussprache: /ˈfʏʁçtɐlɪç/
Worttrennung: fürch·ter·lich
صفت

وحشتناک، هولناک؛ (عامیانه) فوق‌العاده، بسیار زیاد

Bedeutungen

1

باعث ترس، وحشت یا انزجار شدید؛ بسیار بد یا ناخوشایند.

  • Der Unfall war fürchterlich anzusehen.دیدن تصادف وحشتناک بود.
  • Sie hatte fürchterliche Schmerzen nach der Operation.او پس از عمل جراحی درد وحشتناکی داشت.
  • Das Wetter war heute fürchterlich, es hat den ganzen Tag geregnet.هوای امروز افتضاح بود، تمام روز باران بارید.
2

در زبان محاوره، به عنوان شدت‌بخش برای بیان میزان زیاد یا شدید بودن چیزی (مثبت یا منفی) به کار می‌رود.

  • Das Essen war fürchterlich lecker!غذا فوق‌العاده خوشمزه بود!
  • Er ist fürchterlich nett.او به طرز باورنکردنی مهربان است.
  • Ich habe fürchterlich viel zu tun.من به شدت سرم شلوغ است.