fürchterlich
وحشتناک، هولناک؛ (عامیانه) فوقالعاده، بسیار زیاد
Bedeutungen
1
باعث ترس، وحشت یا انزجار شدید؛ بسیار بد یا ناخوشایند.
- Der Unfall war fürchterlich anzusehen.دیدن تصادف وحشتناک بود.
- Sie hatte fürchterliche Schmerzen nach der Operation.او پس از عمل جراحی درد وحشتناکی داشت.
- Das Wetter war heute fürchterlich, es hat den ganzen Tag geregnet.هوای امروز افتضاح بود، تمام روز باران بارید.
2
در زبان محاوره، به عنوان شدتبخش برای بیان میزان زیاد یا شدید بودن چیزی (مثبت یا منفی) به کار میرود.
- Das Essen war fürchterlich lecker!غذا فوقالعاده خوشمزه بود!
- Er ist fürchterlich nett.او به طرز باورنکردنی مهربان است.
- Ich habe fürchterlich viel zu tun.من به شدت سرم شلوغ است.