füreinander

Aussprache: /ˈfyːɐ̯ʔaɪ̯ˌnandɐ/
Worttrennung: für·ein·an·der
قید

برای یکدیگر / برای هم

Bedeutungen

1

به منظور بیان اینکه عملی یا احساسی بین دو یا چند نفر به صورت متقابل انجام می‌شود.

  • Sie sorgen gut füreinander.آنها خوب از یکدیگر مراقبت می‌کنند.
  • Wir müssen füreinander da sein.ما باید برای هم باشیم (حامی هم باشیم).
  • Die Kinder spielen gerne miteinander und füreinander.بچه‌ها دوست دارند با هم و برای یکدیگر بازی کنند.