fürn
برای (عامیانه، کوتاه شده 'für den' یا 'für ein')
Beispiele
- Das ist voll ''fürn'' Arsch!این کاملاً به درد نخور است!
- Fürn'' Haus brauch’ man viel Geld.برای یک خانه پول زیادی لازم است.
- Fürn'' Euro kriegste 10 Kaugummis.با یک یورو ۱۰ آدامس میگیری.
برای (عامیانه، کوتاه شده 'für den' یا 'für ein')