fürnehm

Aussprache: /ˈfyːɐ̯neːm/
Worttrennung: für·nehm
صفت

نجیب، اصیل، اشرافی، عالی

Bedeutungen

1

دارای ریشه اشرافی یا طبقه بالا؛ نجیب، باوقار و باکلاس.

  • Sie kam aus einer alten, fürnehmen Familie.او از یک خانواده قدیمی و نجیب می‌آمد.
  • Sein Verhalten war stets diskret und fürnehm.رفتار او همیشه موقر و باکلاس بود.
  • Das Hotel bot einen fürnehmen Rahmen für die Veranstaltung.هتل فضایی اشرافی برای این رویداد فراهم کرده بود.