fürsorgen
مراقبت کردن، رسیدگی کردن
Beispiele
- Für ihren Unterhalt würde er väterlich ''fürsorgen''.او به طور پدرانه از آنها مراقبت خواهد کرد.
Bedeutungen
1
für + Akkusativ
از کسی مراقبت کردن، نیازهای او را تامین کردن، به او رسیدگی کردن.
- Die Eltern müssen für ihre Kinder fürsorgen.والدین باید از فرزندان خود مراقبت کنند.
- Er sorgt gut für seine alte Mutter.او به خوبی از مادر پیرش مراقبت میکند.