fürsorgen

Aussprache: /ˈfyːɐ̯ˌzɔʁɡn̩/
Wortzerlegung: für·sor·gen
فعل

مراقبت کردن، رسیدگی کردن

Beispiele

  • Für ihren Unterhalt würde er väterlich ''fürsorgen''.او به طور پدرانه از آنها مراقبت خواهد کرد.

Bedeutungen

1 für + Akkusativ

از کسی مراقبت کردن، نیازهای او را تامین کردن، به او رسیدگی کردن.

  • Die Eltern müssen für ihre Kinder fürsorgen.والدین باید از فرزندان خود مراقبت کنند.
  • Er sorgt gut für seine alte Mutter.او به خوبی از مادر پیرش مراقبت می‌کند.