fürstlich

Aussprache: /ˈfʏʁstlɪç/
Worttrennung: fürst·lich
صفت

شاهزاده‌وار، شاهانه، مجلل، باشکوه

Bedeutungen

1

شایسته یک شاهزاده یا حاکم؛ بسیار بزرگ، مجلل، باشکوه و پرهزینه.

  • Sie speisten bei einem fürstlichen Mahl.آنها در یک ضیافت شاهانه غذا خوردند.
  • Das Schloss war mit fürstlichem Reichtum ausgestattet.قلعه با ثروت شاهزاده‌وار مجهز شده بود.
  • Er trug einen fürstlichen Mantel.او یک شنل باشکوه پوشیده بود.
2

مربوط به یک شاهزاده یا قلمرو تحت حکومت او.

  • Die fürstliche Familie residierte in diesem Palast.خانواده شاهزاده در این کاخ اقامت داشتند.
  • Die fürstlichen Ländereien waren sehr fruchtbar.سرزمین‌های شاهزاده بسیار حاصلخیز بودند.
  • Er erhielt eine fürstliche Ausbildung.او آموزش شاهزاده‌وار دریافت کرد.