fürstlich
شاهزادهوار، شاهانه، مجلل، باشکوه
Bedeutungen
1
شایسته یک شاهزاده یا حاکم؛ بسیار بزرگ، مجلل، باشکوه و پرهزینه.
- Sie speisten bei einem fürstlichen Mahl.آنها در یک ضیافت شاهانه غذا خوردند.
- Das Schloss war mit fürstlichem Reichtum ausgestattet.قلعه با ثروت شاهزادهوار مجهز شده بود.
- Er trug einen fürstlichen Mantel.او یک شنل باشکوه پوشیده بود.
2
مربوط به یک شاهزاده یا قلمرو تحت حکومت او.
- Die fürstliche Familie residierte in diesem Palast.خانواده شاهزاده در این کاخ اقامت داشتند.
- Die fürstlichen Ländereien waren sehr fruchtbar.سرزمینهای شاهزاده بسیار حاصلخیز بودند.
- Er erhielt eine fürstliche Ausbildung.او آموزش شاهزادهوار دریافت کرد.