füsseln

Aussprache: /ˈfyːsl̩n/
Worttrennung: füs·seln
Wort

شکل املایی قدیمی یا نادرست برای füßeln

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم)

انجام دادن کاری با دقت بسیار زیاد، حوصله و ظرافت، به خصوص در مورد جزئیات کوچک و پیچیده که نیاز به تمرکز بالا دارد.

  • Die Restauratorin füsselte an den feinen Rissen des alten Gemäldes, um es zu reparieren.مرمت‌کار با دقت فراوان روی ترک‌های ظریف نقاشی قدیمی کار کرد تا آن را ترمیم کند.
  • Er füsselte an der komplizierten Mechanik der Spieluhr, um den Fehler zu beheben.او با ظرافت روی مکانیزم پیچیده جعبه موسیقی کار کرد تا عیب را برطرف کند.