füsseln
شکل املایی قدیمی یا نادرست برای füßeln
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
انجام دادن کاری با دقت بسیار زیاد، حوصله و ظرافت، به خصوص در مورد جزئیات کوچک و پیچیده که نیاز به تمرکز بالا دارد.
- Die Restauratorin füsselte an den feinen Rissen des alten Gemäldes, um es zu reparieren.مرمتکار با دقت فراوان روی ترکهای ظریف نقاشی قدیمی کار کرد تا آن را ترمیم کند.
- Er füsselte an der komplizierten Mechanik der Spieluhr, um den Fehler zu beheben.او با ظرافت روی مکانیزم پیچیده جعبه موسیقی کار کرد تا عیب را برطرف کند.