durchfüttern
سیر کردن (در مدت طولانی)، تأمین معاش کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas durchfüttern)
کسی یا چیزی را برای مدت طولانی یا با زحمت زیاد تغذیه کردن و نان دادن؛ تأمین معاش کردن.
- Es war schwierig, die ganze Familie während der Krise durchzufüttern.تأمین معاش کل خانواده در طول بحران دشوار بود.
- Die Großeltern haben ihre Enkel jahrelang durchgefüttert.پدربزرگ و مادربزرگ سالها از نوههای خود حمایت مالی کردند.