füttern
غذا دادن (به حیوان)، خوراندن، تغذیه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
غذا دادن به حیوانات یا نوزادان
- Sie füttert jeden Morgen ihre Katze.او هر روز صبح به گربهاش غذا میدهد.
- Die Mutter fütterte ihr Baby mit Brei.مادر به نوزادش پوره داد.
2
Akkusativ
تغذیه کردن ماشینآلات یا سیستمها با مواد اولیه یا اطلاعات
- Man muss den Drucker regelmäßig mit Papier füttern.باید چاپگر را به طور منظم با کاغذ تغذیه کرد.
- Er fütterte den Ofen mit Holzscheiten.او کوره را با کندههای چوب تغذیه کرد.